2009/6/16
بزرگ شدم که بگویند بزرگ تر شدی
بزرگ شدم که بخوانند مرا خانم
بزرگ شدم که دلتنگ شوم .... دلتنگ عشق
دلتنگ مادر بزرگ
دلتنگ دوست و دوست ها
دلتنگ کودکی ........
بزرگ شدم که تصمیم بگیرم .... محکم باشم .....
بزرگ شدم که از آمپول و دکتر نترسم
بزرگ شدم که به تنهایی خرید کنم ..... شب ها کتاب های فلسفی بخوانم
بزرگ شدم تا به آسما ن نگاه کنم و بگویم امروز روز دیگری ست
بزرگ شدم تا بفهمم که زن باید بگوید چشم
بزرگ شدم تا بفهمم که زن عاقل دشمن مردان ست
بزرگ شدم تا حس کنم که تو دیگر نیستی ......
نیستی تا پناهم باشی .... نیستی تا یاریم کنی .....
نیستی چون نمی خواستی که باشی ..........
بزرگ شدم تا همه چیز را بفهمم و باز شمعی را فوت کنم
فوت کنم هر چه درد و دلتنگی .....
فوت کنم هر چه ترس و اضطراب
فوت کنم هر چه شجاعت و حماقت
فوت کنم هر چه امید و نا باوری ..........
فوت کنم هر چه خاطره و تلخی ........
.
.
فوت کنم ..... فوت کنم ...... بخندند .... کف بزنند ...
و من باز فوت کنم شمع روزهای رفته ام را
مادر می گوید : دخترم بیا شمع ها رو فوت کن .........................................................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیشاپیش از تبریکاتون ممنونم دوستای گلم .....
با نوشته هاتون اونقدر خوشحالم می کنید که
غمگین بودنم رو توی این روزها به کلی از یاد می برم ... ممنونم از همه تون
بزرگ شدم که بخوانند مرا خانم
بزرگ شدم که دلتنگ شوم .... دلتنگ عشق
دلتنگ مادر بزرگ
دلتنگ دوست و دوست ها
دلتنگ کودکی ........
بزرگ شدم که تصمیم بگیرم .... محکم باشم .....
بزرگ شدم که از آمپول و دکتر نترسم
بزرگ شدم که به تنهایی خرید کنم ..... شب ها کتاب های فلسفی بخوانم
بزرگ شدم تا به آسما ن نگاه کنم و بگویم امروز روز دیگری ست
بزرگ شدم تا بفهمم که زن باید بگوید چشم
بزرگ شدم تا بفهمم که زن عاقل دشمن مردان ست
بزرگ شدم تا حس کنم که تو دیگر نیستی ......
نیستی تا پناهم باشی .... نیستی تا یاریم کنی .....
نیستی چون نمی خواستی که باشی ..........
بزرگ شدم تا همه چیز را بفهمم و باز شمعی را فوت کنم
فوت کنم هر چه درد و دلتنگی .....
فوت کنم هر چه ترس و اضطراب
فوت کنم هر چه شجاعت و حماقت
فوت کنم هر چه امید و نا باوری ..........
فوت کنم هر چه خاطره و تلخی ........
.
.
فوت کنم ..... فوت کنم ...... بخندند .... کف بزنند ...
و من باز فوت کنم شمع روزهای رفته ام را
مادر می گوید : دخترم بیا شمع ها رو فوت کن .........................................................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیشاپیش از تبریکاتون ممنونم دوستای گلم .....
با نوشته هاتون اونقدر خوشحالم می کنید که
غمگین بودنم رو توی این روزها به کلی از یاد می برم ... ممنونم از همه تون
